العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)

32

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)

و آنگه عرش در پيوست از كرسى جدا است ، زيرا اين دو بزرگترين ابواب امور نهانيند ، و هر دو نهانيند و در نهان با همند ، كرسى باب برونى غيب است كه پديدگاه آفرينش است و همه چيز از آنست ، عرش باب درونى است ، در آنست دانش چگونگى و بود و اندازه و مرز و مكان و خواست و وصف اراده ، و دانش الفاظ و حركات و وانهادن ، و دانش بازگشت و بداء ، و هر دو باب دانش همگرند زيرا ملك عرش جز ملك كرسى است : و علمش نهانتر از علم كرسى است ، از اين رو فرمود : پروردگار عرش بزرگ ، يعنى وصفش بزرگتر از وصف كرسى است ، با اينكه هر دو از نظر دانش همگرند . گفتم : قربانت پس چرا در فضيلت همگنان كرسى است ؟ فرمود : همانا براى آن همگنانش شد كه دانش چگونه سازى در آنست و آنچه از ابواب بداء و جا سازى ( و سازمانها خ ب ) و رتق و فتق است در آن روشن است ، پس اين دو همگرند و يكى جايگزين در ديگريست ، و تعبير علماء نمونه است كه دگرگون آرند تا دليل باشد بر راستى دعوى آنان زيرا او مخصوص سازد برحمتش هر كه را خواهد و او است نيرومند و با عزّت . و نمونه اختلاف وصف عرش اينست كه خدا تبارك و تعالى فرمود « پروردگار عرش - پروردگار يگانگى - است از آنچه ستايند ، مردمى گويند دو دست دارد و گفتند : « دستش بسته است » ، مردمى او را به دو پا وصف كردند و گفتند : پاى بر صخره بيت المقدّس نهاد و از آنجا به آسمان برآمد ، و او را داراى انگشت شمردند و گفتند : محمّد صلى اللَّه عليه و إله فرموده : « من خنكى انگشتانش را بر دلم دريافتم » براى اين و صفها است كه فرمود : « پروردگار عرش از آنچه ستايند » . فرمايد پروردگار نمونه‌هاى برتر است از آنچه نمونه‌هاى او آوردند ، و براى خدا است نمونه برتر كه چيزى به دو نماند ، و وصف او نشايد ، و در وهم نيايد ، اينست نمونه برتر ، و ستايش مردم بىدانش كه نمونه‌هاى پست برايش آوردند و او را بدان چه مانند او ساختند همگنان كردند ، و از اين رو فرمود : « داده نشديد شما